انجمن ادبی شهرستان جم
وبلاگ اختصاصی انجمن شعر و داستان شهرستان جم
برنامه نشست شعر روز شنبه مورخ (۲۸/۹/۸۸) ۱-خیام خوانی ۲- نقد و بررسی شعری از آقای حمزه زارعی ۳- خوانش و بررسی غزلی از حافظ (آقای معروفی) ۴- شعر خوانی حاضرین اندوهناك قلعه خورشيد اگر نبود نام بزرگ منوچهر آتشي که نامش گل واژهاي به سپيداي ماهتاب و سپيده است و اگر نبود فرهنگ ، هنر و ادبيات اين مرز و بوم سوزان و همين يک چهره ماندگار شايد تهمت طغيان شاعران بعد از جشنواره را به جان نمي خريدم و در برابر اين اشتباهات فاحش آرامش سکوت را بر سختي فرياد بر ميگزيدم. همانگونه که همگان مطلع هستند بيست و هشتم و بيست ونهم آبان ماه امسال اولين کنگره شعر آتشي در بوشهر به همت انجمن اهل قلم برگزار شد. ضمن تشکر از برگزاري بجا ومناسب اين کنگره لازم است تا ايراداتي را كه به چشم آمد بيان نمايم تا در بهتر برگزار شدن ساير مراسمي كه با مساعدت آن انجمن شكل خواهد گرفت كمكي كوچك كرده باشم. ۱- نگاهی به کنگره شعر آتشی ۲- نقد و بررسی شعری از آقای مرتضی ازمل شاعر سپید سرای انجمن آقای محمد محمدی صاحب وبلاگ سکه های نارایج نقدی جامع و کامل در مورد شعر ایشان ارائه کردند شعری که اینگونه آغاز می شد : در زندگی همیشه زخمهایی/ نه/ من آلزایمر گرفته ام... ۳- نقدی بر برنامه های انجمن شعر جم در این نقد که از طرف خانم کیانی( از اعضای هیات مدیره انجمن ) شروع شد و تمامی اعضا از جمله آقای عبدالحسین بان (دبیر انجمن) ! نیز در آن شرکت داشتند ؛ برنامه های تدوین شده و عدم التزام عملی به آن ، عدم به روز رسانی وبلاگ انجمن و سایر مسائل مورد بررسی قرار گرفت. ۴- شعر خوانی حاضرین در جلسه امید آزاد پس از چندین هفته دوری از انجمن با غزلی متفاوت از شعرهای گذشته اش آمد: گفتی چه زیبا بالهای این پری هم / اما تو از بال پری زیباتری هم... عبدالحسین بان پس از چندین ماه لکنت در شعر ، مثنوی زیبایش را به آقای جلیل مشتاق تقدیم کرد: آه غمگینم و عصیان زده و پردردم / دو قدم مانده به چشمان تو بر می گردم... حمزه زارعی با یک کار سپید : نه کاموا می بافی / نه شعر می گویی / اما چشمهایت / دو چراغ / که در اعتراض به جهان روشن شده اند... محمد محمدی با دکلمه جذابش و با کمک حافظه یک شعر سپید خواند که در میانه راه حافظه اش او را تنها گذاشت: جائی می رسد / تلوزیون را بر خلاف میل اش / خاموش می کنی و می زنی به چاک! / می گذاری باد بیاید به کله ات/ساعت به زندگی ات برگردد... ۵- بررسی شعرهای کردی در آخر جلسه هم آقای معروفی که تا حالا از حافظ عزیز برایمان می گفت اینبار همه را غافلگیر کرد و گریزی به شعر کردی و جناب شیرکو بیکس زد و با توجه به اتمام وقت جلسه ، ادامه این بحث را به جلسه بعد موکول نمود. این جلسه تقدیم می شود به آقای جلیل مشتاق روشندل سراپا بهاری شهر جم ۱-خیام خوانی ۲- نقد و بررسی شعری از حسن ستوده ۳- خوانش و بررسی غزلی از حافظ (آقای معروفی) ۴-ادامه بحث شناخت مکاتب ادبی و هنری ( آقای حمزه زارعی ) ۵- شعر خوانی حاضرین
نميخواستم نام ِ نادر را بدانم
نام ِ شاهان را
محمد ِ خواجه و تيمور ِ لنگ،
نام ِ خِفَتدهندهگان را نميخواستم و
خِفَتچشندهگان را.
ميخواستم نام ِ تو را بدانم.
و تنها نامي را که ميخواستم
ندانستم.
--- احمد شاملو، مدایح بی صله
در ابتدا ضمن تشکر از مجري برنامه لازم است ياد آور شوم که ايشان با تعاريف و تمجيدهاي فراوان و بسيار فراوان، گرفتن بيش از حد وقت برنامه، استفاده از تعابير و تمثيل هاي بي ربط جهت شاعرانه تر نمودن کلام خود، در بيشتر اوقات باعث بي حوصلگي و انزجار حضار شد.
به نظر مي رسد که در کنگره هايي چنين، بهتر است از وقت جلسه استفاده هاي بهتري صورت گيرد و مجري بجاي نشان دادن تسلط خود در زياد حرف زدن به تسلط در اداره جلسه و تنظيم وقت بپردازد يا بجاي آنکه بخواهد حرفهاي خود را به تشبيهات و تعابير شاعرانه منقوش سازد زيباتر آنکه از حداقل واژه ها براي اداي حداکثر منظورش استفاده نمايد تا تتابع اضافات او را در دام گفتاري سخيف و بي ربط نياندازد.
يکي ديگر از اشتباهات فاحش انجمن اهل قلم و هيات داوران انتخاب شاعري به عنوان برتر بود که به گفته شاعر، هيچ گونه آشنايي با ادبيات گذشته و معاصر را نداشته و باز هم به قول خودش تا حالا شاملو، نيما، آتشي و امثالهم را نخوانده است.
ايشان يكي از اعضاي انجمن ادبي شهرستان جم است که حدود سه سال، کارهايش را از نزديک ديده و شنيده ام. شنيدن اين خبر براي اعضاي انجمن شعر جم و ساير اساتيد ادبي اين شهرستان و استان چونان پتکي در آينه بود. و اين سوال را پيش آورد که چگونه ممکن است شاعري که چهار ماه پيش در جشنواره شعر فصل که باز هم به همت همين انجمن اهل قلم برگزار شده آثاري در حد داوري نداشته است اما ظرف همين مدت کوتاه تبديل به شاعري مي شود که مي تواند در بين بزرگان ادبي سه استان بوشهر، فارس و خوزستان مقام برتر را درو کند.
اي کاش مسولان انجمن اهل قلم که خود از سرمايههاي ادبي اين استان هستند نگاهي به آثار ارسالي اين شاعر محترم در جشنواره شعر فصل مي انداختند تا دچار چنين اشتباه فاحش و غير قابل جبراني نميشدند. همچنين انتظار مي رفت آن عضو فعال و بزرگوار انجمن اهل قلم - که اين روزها در جم حضور دارند- با توجه به آشنايي کامل نسبت به شعر ايشان، هيات داوران را از اتخاذ تصميمي چنين مضحك بر حذر ميداشتند.
جالب تر از جالب اينجاست که اين شاعر به محض اعلام نامش به عنوان شاعر برتر در کنگره شعر آتشي سريعاً وبلاگش را تعطيل مي کند تا مبادا آثارش قياسي براي دريافت اشتباه جايزه برترش شود.
براي اطلاع بايد به عرض رسانده شود که اين شاعر داراي وبلاگي به نام آهاي منم و به آدرس www.ahaymenam.blogfa.com ميباشد که لينک آن را در قسمت اعضا در وبلاگ انجمن ادبي جم به آدرس www.adabijam.blogfa.com مي توانيد ببينيد.
شايان ذكر است که اين انتخاب بيشتر شبيه يک طنز بي مزه صبحگاه راديويي است كه ما را به ياد شعري از پل هوور با ترجمه علي قنبري مياندازد: يک مشت مي زند / توي دماغ شعر / بطوريکه آينه / بايد بخاطر بياورد / معناي عملي برخورد را
دوستان فرهيخته اهل قلم بدانند كه عرض اينجانب از گرد و خاکهاي مياني و ميداني جشنواره اي نيست چرا که خود از ارسال کنندگان شعر به اين کنگره نبوده ام و اين انتقادات از سر علاقه به ادبيات اين سرزمين و مقام شامخ منوچهر آتشي است، دفاع از جايگاه دست نيافتني پلنگ دره ديزاشکن است، دفاع از حق عزيزاني است که در اين کنگره شرکت کردند تا شعرشان و شاعرياشان را در زير سايه آفريننده گندم و گيلاس بيارايند و بيارامند.
لازم است به اعضاي شريف انجمن اهل قلم يادآوري کنم که خداي ناکرده کاري نکنند که يک روز بگوييم خدا پدر آنهايي را بيامرزد که لااقل شمشير را از رو مي بستند و در برابر مرده و زنده اين پير جوانمرد مي ايستاند ، نه مثل بعضي از دوستانش در بدنام شدن جشنواره اي که به نام آتشي صيقل يافته است خود آگاه يا ناخودآگاه شريک ميشوند و ضربه هايي بسيار کاري تر و زهردارتر از دشمنانش به قامت بلند شعر بوشهر و ايران وارد ميسازند.
و در آخر
عزيزان صالح انجمن اهل قلم نبايد به هيچ قيمتي (به هيچ قيمتي) اجازه دهند تا اين کنگره و ساير جشنوارههاي که با زحمت آن انجمن برگزار ميشود به محاق ناداوري و ناراستي فرو رود.
| Design By : Night Skin |

